13 تکنیک که هر تدوینگر فیلم باید بداند؛

الهام ربیعی - شنبه، 25 خرداد 1398

کات‌های سریع و ادیت‌های کمدیک فیلم‌های ادگار رایت (با تدوین کریس دیکنز)، کات‌های فلش‌بالب و فریم‌های ثابت فیلم‌های اسکورسیزی (با تدوین تلما شونمیکر) یا شروع هیجان‌انگیز و جذاب شهر خدا (با تدوین دنیل رزند)؛ همه اینها روش‎های مختلف تدوین هستند که در کنار هم داستانی را روایت می‌کنند. وقتی یک تدوینگر در شیوه‌های گوناگون تدوین حرفه‌ای شود و یاد بگیرد که هر روش در شرایط مختلف اهمیت دارد، می‌تواند فیلم را جذاب‌تر کند، همچنین تدوینش تأثیرگذارتر و خلاقیتش شکوفا می‌شود و سبک خود را خلق می‌کند.  

تکنیک‌های تدوین و کات استاندارد /Standard Cut ؛‌

این روش کات مقدماتی و ابتدایی است که به نام هارد کات نیز شناخته می‌شود و با این روش می‌توان دو کلیپ را در کنار هم قرار داد و آخرین فریم از یک صحنه را به شروع فریم بعدی وصل کرد. این شیوه رایج هیچ مفهوم یا احساس خاصی را منتقل نمی‌کند.

تکنیک‌های تدوین و جامپ کات/Jump Cut ؛

پرش ناگهانی در زمان است. به طور معمول در یک فریم یا ترکیب انجام می‌شود و می‌توان به دفعات آنرا در مونتاژ استفاده کرد.

تکنیک‌های تدوین و مونتاژ/Montage ؛‌

مونتاژ نیز بر گذر زمان دلالت دارد و از طریق کات‌های سریع زمینه‌ای کلی به داستان می‌بخشد. مثلا در فیلم‌هایی که صحنه‌های مربوط به تمرین‌های ورزشی یا آماده شدن برای مسابقه‌ای بزرگ دارد (مثل راکی4) از مونتاژ استفاده می‌شود، اما در کل می‌توان آنرا برای هر نوع شخصیتی به کار برد و معمولا در پس‌زمینه آن موسیقی قرار می‌گیرد. 

تکنیک‌های تدوین و کراس دیزالو/Cross Dissolve ؛‌

این روش می‌تواند هدف‌ها و انگیزه‌های خاصی در داستان ایجاد کند. برای نشان دادن گذر زمان، همپوشانی لایه‌ها، نشان دادن چندین داستان یا صحنه که در یک زمان اتفاق افتاده اما در زمان‌های مختلف فیلمبرداری شده‌اند، از این شیوه استفاده می‌شود. معروف‌ترین مثال برای این نوع تدوین، فیلم اینک آخرالزمان است.

تکنیک‌های تدوین و وایپ/Wipe ؛

در این روش با استفاده از انیمیشن (یا تصاویر دیجیتال) می‌توان صحنه اول را به صحنه دوم منتقل کرد. نوع ابتدایی وایپ در فیلم جنگ ستارگان و نوع پیچیده‌تر آن در سریال دهه نودی Home Improvement دیده می‌شود. با توجه به نوع تدوین، این روش می‌تواند جذاب و کاربردی یا پیش‌پاافتاده باشد.

تکنیک‌های تدوین و فید‌این و فید‌اوت/Fade in-out ؛

با این روش می‌توان تصویری را محو کرد و تصویر دیگری را بلافاصله نشان داد. معمولا برای بیان گذر زمان مثل تغییر زمان از شب به روز استفاده می‌شود، اما اگر به‌درستی استفاده نشود، آزاردهنده است.

تکنیک‌های تدوین و برش J یا L/  J or L Cut ؛

این شیوه بسیار معمول است؛ برش L هنگامی استفاده می‌شود که تدوینگر بخواهد صدای تصویر اول تا تصویر دوم، ادامه پیدا کند، برش J  برعکس است و زمانی به‌کار می‌رود که تدوینگر بخواهد صدای تصویر دوم قبل از اتمام تصویر اول شنیده شود. از این روش در مستندهای مصاحبه‌ای به وفور استفاده می‌شود.

تکنیک‌های تدوین و Cutting on Action ؛‌

با این روش تدوینگر در لحظه‌ای نزدیک به انجام عمل، کات می‌کند؛ و چیزی را که ذهن و چشم بیننده انتظار دارد ببیند، به تعویق می‌اندازد. وقتی کسی در را با لگد باز می‌کند بیننده انتظار دارد که در همان لحظه زاویه دوربین عوض شود، نه بعد از باز شدن کامل در. مثلا صحنه حمام در فیلم پالپ فیکشن بهترین نمونه از این شیوه تدوین است.

تکنیک‌های تدوین و Cutaway Shot ؛‌

تصاویری که ذهن بیننده را از موضوع یا شخصیت اصلی دور می‌کند. این تصاویر به صحنه اصلی مفهوم جدیدی اضافه می‌کنند یا باعث ایجاد تنش بیشتر می‌شوند یا از وقوع اتفاقی خبر می‌دهند. مثلا در همان صحنه حمام فیلم پالپ فیکشن، با این روش همه صحنه‌ها در کنار هم چیده شده و مهمترین کات مربوط به قسمت آخر است که نان تست از دستگاه بیرون می‌پرد و تفنگ شلیک می‌شود. کات روی کابینت، دیدن نان تست، کات به تفنگ، کات به در حمام، همه اینها زمینه‌ای ایجاد می‌کنند تا مخاطب بفهمد، شخصیت مورد نظر در حمام است؛ بعد ذهن بیننده از نان تست غافل می‌شود، سپس صدای بیرون پریدن نان از دستگاه و شلیک تفنگ.

تکنیک‌های تدوین و کراس کات یا تدوین موازی/Cross Cot, Parallel Editing ؛

این روش زمانی انجام می‌گیرد که تدوینگر بین دو صحنه متفاوت که در یک زمان اما در مکان‌های مختلف اتفاق افتاده‌اند کات می‌کند. این روش برای بالا بردن تنش استفاده می‌شود مثلا شخصی در امنیت و آرامش کامل نشان داده می‌شود اما در همان حال مخاطب می‌بیند که پلیس در حال رفتن به محل زندگی آن شخص است. بهترین مثال برای این روش تدوین فیلم Inception و ارباب حلقه‌ها است.

تکنیک‌های تدوین و مچ کات/Match Cut ؛

با این روش تدوینگر می‌تواند بدون بهم ریختن ذهن مخاطب، مفهومی جدید را وارد صحنه کند و آنرا به سمتی خاص سوق دهد. از این شیوه برای تغییر صحنه‌ها و در عین حال پیوسته نگه داشتن آنها استفاده می‌شود. ابتدایی‌ترین مثال این است که مثلا مخاطب ببیند که در از پشت سر باز می‌شود، سپس تصویر کات شده و در صحنه بعد کسی از در بیرون می‌رود. بهترین نمونه‌های سینمایی ادیسه فضایی:2001 ، لورنس عربستان و درخت زندگی هستند.

تکنیک‌های تدوین و اسمَش کات/Smash Cut ؛

اگر تدوینگر بخواهد از صحنه‌ای شلوغ و پر سروصدا به صحنه‌ای آرام و ساکت برود یا برعکس، باید از این روش استفاده کند. این شیوه برای حرکت بین دو صحنه که از نظر احساسی، روایت و فضا متفاوتند و تغییری ناگهانی دارند، به کار می‌رود. برای مثال در صحنه‌ای که شخص از خواب می‌پرد از این شیوه برای تدوین استفاده می‌شود.

تکنیک‌های تدوین و کات نامرئی/Invisible Cut ؛‌

با این شیوه، تدوینگر میزان خلاقیت خود را نشان می‌دهد. هدف از این نوع تدوین تداوم در تصویر فیلمبرداری شده است به این معنی که با این روش تدوینگر می‌تواند تصاویر پایان و آغاز دو صحنه را طوری با هم تلفیق کند که انگار یک تصویر ادامه‌دار است. تدوینگر فیلم Gravity با استفاده از این روش توانست اسکار بهترین تدوین را دریافت کند. با استفاده از یک قاب تاریک بین دو صحنه و تلفیق آن با شروع صحنه بعد نیز می‌توان این شیوه تدوین را به کار برد.

برگرفته از blog.pond5.com ؛